آیا میتوانیم چیزی را که با چشم نمیبینیم بگوییم وجود ندارد؟
شخصی از حضرت علی (ع) پرسید : آیا خدا را دیده ای؟
حضرت فرمودند: من اگر او را ندیده بودم چگونه میتوانستم او را بپرستم.
آیا این دیدن همان دیدن با چشم است یا با چیز دیگری. بله چیزهایی در اطراف ما هستند که قابل دیدن با چشم نیستند اما آنها وجود دارند و ما هم بودن آنها را پذیرفته ایم مانند عقل و درد وروح.
آیا میشود اینها را با علم اثبات کرد؟ آیا چیزی را که علم وجود آن را اثبات نکند وجود ندارد؟
به عقیده من و خیلیها درد و عقل و روح را نمیتوان توسط علم و دانش بشری اثبات کرد. همانطور که میدانیم علم بشر همواره نسبت به آینده و علم کامل ناقص بوده است . مثلا علم بشر در حال حاضر نسبت به ۱۰ سال بعد خیلی عقب تر است.
در روایات آمده است که تا زمان ظهور فقط دو حرف از دانش بشری شناخته میشوند و در زمان ظهور ۲۷ حرف دیگر از آن شناخته خواهد شد. یعنی اینکه علم کنونی ما در مقایسه با علم کامل شاید در حد صفر باشد.
حال به این موضوع بر میخوریم که پس چطور با به وجود درد و عقل و روح پی برده ایم. آری ما از آثار آنها به وجود آنها پی برده ایم.
طبق نظر فلاسفه تمام موجودات دارای یک وجود و یک ماهیت هستند. در مقابل وجود عدم قرار دارد. اگر وجود نباشی پس عدم خواهی بود.
شما چیزی را که در فاصله دوری از شما قرار دارد را مبینید و از دیدن آن به وجود آن پی می برید ولی نمیتوانی ماهیت آنرا تعیین کنید و بشناسید.
انسان هم دارای وجود هست و ماهیت.
در عالم خواب ماهیت ما هست (همان جسممان) ولی وجود ما از قالب ماهیتمان خارج می شود.
در این قسمت داستانی از آسید هاشم حداد که علامه سمنانی کتاب روح مجرد(کتاب زیبایی است اگر میتوانید حتما آن را بخوانید) را در احوالات ایشان نوشته اند با هم میخوانیم:
من مادرزنی داشتم متمول و چون خودم فقیر بودم در خانه همان مادر زنم زندگی میکردم و داماد سرخانه بودم. مادر زنم هر روز مرا مورد سرزنش و ناسزا گفتن قرار میداد و همیشه به من سرکوفت میزد.
روزی به سراغ استادم قاضی رفتم وبه او گفتم اجازه دهید تا زنم را طلاق دهم ولی او اجازه نداد و گقت: گشایش تو در همین مشکل است.
مدتی گذشت و من سختی ها را تحمل کردم. در روزی از روزهای تابستان گرم نجف قصد داشتم دست و رویم را آب حوض بشویم که مادر زنم از هان بالا شروع کرد به بد و براه گفتن و من هم که خیلی ناراحت شده بودم خواستم چیزی بگویم ولی خشمم را فرو بردم واز خانه بیرون رفتم. بعد از لحظاتی متوجه شدم که این فحش ها را به من نمی گوید بلکه به جسمم میگوید. دیدم روحم از جسمم مفارقت کرده و روحم از جسمم جدا شده و او فحش ها را به ماهیت من میگوید ودر روح من تاثیری ندارد.*
در احادیث ما جملاتی هستند که شاید بتوان گفت با هم متناقضند ولی در اصل اینطور نیست<
گروهی از این آیات انسان را برای شناخت خدا تشویق می کنند و گروهی دیگر هم از آن منع کند .
دسته اول به شناخت وجود خدا تشویق می کنند و دسته دوم انسان را از شناخت ماهیت خدا منع میکنند.
چون ماهیت خدا برای ما قابل شناسایی نیست و اگر ما بتوانیم ماهیت خدا را بشناسی که نمیتوانیم آنگاه ما محیط میشویم و خدا محاط.
پس این چه خدایی است؟
اما ما میتوانیم از آثار او به وجودش پی ببریم.
حالا فهمیدید که حضرت علی (ع) چطور خدا را دیده است؟ |